آقای احمدی نژاد در سال گذشته در یکی از سخنرانی های خود گفت : \\\" ایران کشور بزرگ با اقتصادی بزرگ است وامروز جزو هفدهم اقتصاد اول دنیاست . \\\" (1) وقتی منبع این خبر را جستجو کردم معلوم شد این خبر از گزارش سپتامبر ( شهریور ) سال جاری بانک جهانی گرفته شده است . بر اساس این گزارش ، ایران از نظر تولید ناخالص داخلی هفدهمین کشور در جهان است . در این رده بندی کشورهای ترکیه و اندونزی در رده های پانزدهم و شانزدهم و بالاتر از ایران قرار دارند و کشورهای استرالیا وهلند در رتبه های هجدهم و نوزدهم و پایین تر از ایران قرار دارند .(2) حال سوال اینجاست که آیا می توان با استناد به این گزارش گفت که وضع اقتصادی ایران مطلوب است ؟ آیا کسی در این شک دارد که وضع مردم ایران از نظر اقتصادی بهتر از وضع مردم استرالیا و هلند نیست ؟ پس مشکل کجاست ؟ چرا آقای رئیس جمهور جایگاه اقتصادی ایران را ، مقام هفدهم دنیا می داند ؟ مشکل اینجاست که آقای رئیس جمهور در جایی با افتخار اظهار داشته \\\" : خدا را شکر که من از اقتصاد هیچ سررشته ای ندارم . \\\"(3) و اما مشکل بزرگتر این است که ایشان خدا را شاکر است که هیچ چیزی از اقتصاد نمی داند . شاکر بودن ایشان هم به این دلیل است که ایشان اعتقادی به نظریه های رایج اقتصادی ندارد و آنها را محصول جوامع استکباری می داند که برای چپاول کشورهای ضعیف پدید آمده اند . به همین دلیل است که ایشان در سیاست گذاری ها و برنامه ریزیهای خود هر چه توانسته از نظریه ها و تئوریهای علم اقتصاد فاصله گرفته است . پس عجیب نیست که ایشان با افتخار جایگاه ایران را در اقتصاد جهانی ، جایگاهی رفیع بداند . ایشان نمی داند که وضعیت اقتصادی را با ارقام مطلق نمی سنجند بلکه با ارقام نسبی می سنجند . همه می دانند که صد عدد پرتغال از بیست عدد پرتغال بهتر است . اما اگر این صد عدد پرتغال به صد نفر تعلق داشته باشد و آن بیست عدد پرتغال به یک نفر ، وضع چگونه خواهد بود ؟ بهتر بود ایشان به این توجه می کرد که براساس گزارش موسسه منابع انسانی ( mercer ) در سال 2007 ایران از نظر شاخص کیفیت زندگی در میان 196 کشور جهان در جایگاه 190 قرار دارد .(4) یعنی تنها 6 کشور وضعشان از ایران بد تر است که حتما شامل کشورهای اتیوپی و سومالی و نظایر آنها می شود . و اینکه براساس آمار صندوق بین المللی پول در سال 2007 ایران از نظر قدرت خرید سرانه در میان 181 کشور دنیا در جایگاه 72 جای گرفته است .(5) بر اساس بررسی برخی کارشناسان در سال 86 بیش از 35 درصد جمعیت کشور زیر خط فقر قرا داشته اند . (6) باز هم بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول ، ایران در میان 14 کشور منطقه خاورمیانه بالاترین نرخ تورم را داراست و چهارمین نرخ تورم بالای دنیا را در میان 183 کشور به خود اختصاص داده است و تا سال 1392 بالاترین نرخ تورم دنیا را خواهد داشت . (7) این را هم باید اضافه کرد که همه این مصیبتها درحالی رخ داده که ایران از نظر داشته های طبیعی جزو پنچ کشور نخست است . با توجه به آنچه گفته شد این سخن آقای احمدی نژاد که :\\\" ما مشکل جدی اقتصادی نداریم . \\\" (8) و اینکه \\\" شرایط اقتصادی آمریکا به مراتب سخت تر از شرایط اقتصادی ایران است . \\\" (9) چندان عجیب و غریب نیست و جای تاسف ندارد . تاسف در اینجاست که قیمت نفت باید در چنین دولتی به بالای 140 دلار برسد که فرق جواهر و آب نبات را نمی داند . و این چنین است که تنها در سال 86 بالغ بر 140 میلیارد دلار در آمد نفت دود می شود و به هوا می رود بدون آنکه هیچ اتفاق مثبتی در اقتصاد این مملکت بیفتد . برای اینکه به عمق ماجرا پی ببریم بهتر است مقایسه ای کوچک با کشور همسایه مان ترکیه داشته باشیم . بر اساس آمار های موجود ، برای اینکه کشور ترکیه به درآمدی معادل 140 میلیارد دلار برسد باید صادراتش به 1400 میلیارد دلار برسد ( در سال گذشته صادرات ترکیه در حدود 200 میلیارد دلار بود ) ، و برای داشتن صادراتی معادل 1400 میلیارد دلار ، ترکیه باید معادل 9800 میلیارد دلار سرمایه گذاری داشته باشد(10) . و این گونه است که باز هم باید از فرصت سوزی ها حسرت خورد . و بدتر از آن اینکه ما نه تنها استاد فرصت سوزی هستیم ، بلکه همه فرصتها را به تهدید تبدیل می کنیم . فرصتی که با افزایش درآمدهای نفتی در سه سال گذشته پیش آمده بود بار دیگر با ندانم کاری ها و سوء مدیریت ها به تهدیدهای عدیده ای تبدیل شد . تهدیدهایی نظیر تورم بالای 30 درصد ، رشد نقدینگی بالا 30 درصد ، و جمعیت 35درصدی زیر خط فقر . و حاصل کار چیزی نیست جز تاسف و تاسف و تاسف .

منابع و مآخذ : (1) – روزنامه همشهری ، 14/9/87 (2) – روزنامه اعتماد ملی ، 9/9/87 (3) – روزنامه اعتماد ملی ، 8/12/86 (4) – روزنامه اعتماد ملی ، 3/7/86 (5) – روزنامه کیهان ، 13/3/87 (6) – روزنامه اعتماد ملی ، 21/2/87 (7) – روزنامه اعتماد ملی ، 20/7/87 (8) و (9) – روزنامه اعتماد ملی ،6/7/87 (10) – روزنامه اعتماد ملی ، 1/10/86 .