شهرک های اطرف

واسه همین رفتم جلو که از نزدیک ببینمش آب دهنم رو قورت دادم و آروم نزدیک شدم

واسه همین رفتم جلو که از نزدیک ببینمش آب دهنم رو قورت دادم و آروم نزدیک شدم

و کسي مي گويد
سر خود بالا کن
به بلندا بنگر
به بلنداي عظيم
به افق هاي پر از نور اميد
و خودت خواهي ديد
و خودت خواهي يافت
خانه ي دوست کجاست
خانه دوست در آن عرش خداست
خانه ي دوست در آن قلب پر از نور خداست
و فقط دوست ، خداست

فکر کردی پراید داری خیلی پول داری
.
.
.
.
.
.
برو بیچاره ما خونموم 30 کیلو پسته داریم
برو از خدا بترس.
*
*
*
پستامینوفن !
هر 8 ساعت یک عدد !!!
*
*
*
تعمیرات پسته ی دربسته پذیرفته میشود.
*
*
*
سوپری محلمون "پوست پسته" میفروشه کیلویی پنج هزار تومن!
میگن یعنی چی؟
میگه:
یکی اینکه قاطی پسته ها کنی بذاری جلو مهمون که زیاد نشون بده
دوم اینکه یه بسته نمک بزارین بغل دستتو نمک بزنین و بمکین!
سوم اینکه بذاری جلو در خونه قاطی آشغالا که مردم فکرکنن پسته خوردین!
سلام دوستان. امروز یه بازی براتون اماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد.بازی به این صورته که شما بعد از زدن دکمه play می بایست نشانه گر موس شما فقط در دیواره ی زرد رنگ قرار داشته باشه تا بتونید به جعبه ی قرمز رنگ برسید.و اگه از این دیوار زرد رنگ خارج بشید میسوزید.این رو هم بگم تا حالا کسی نتونسته تا مرحله ی اخرش بره.در ضمن حجم فایل هم خیلی پایینه ( 24k ). این گوی و این میدان؛ ببینم چی کار میکنید ...
1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.
2- کارت رو داخل دستگاه میذارن.
3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.
4- پول و کارت رو میگیرن و میرن.
*
*
*
*
خانوم ها :
1- با ماشین میرن دم بانک.
2- به خودشون عطر میزنن.
3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.
4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.
5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.
6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.
7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.
8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.
9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.
10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.
11- کارت رو وارد دستگاه میکنن.
12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.
13- کد رمز رو وارد میکنن.
14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.
15- کنسل میکنن.
16- دوباره کد رمز رو میزنن.
17- کنسل میکنن.
18- مبلغ درخواستی رو میزنن.
19- دستگاه ارور (خطا) میده.
20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.
21- دستگاه ارور (خطا) میده.
22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.
23- پول رو میگیرن.
24- برمیگردن به ماشین.
25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.
26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.
27- استارت میزنن.
28- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.
29- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.
30- اشتباها میندازن توی خیابون.
31- برمیگردن و کارت رو از خیابون برمیدارن
32- نیم نگاهی به ارایش صورتشون میکنن.
33- حرکت می کنن.
34- پنج کیلومتر میرن جلوتر.
35- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره).
اتنا : وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!
روح افزا : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
اتنا : بگـو ببـینم چی شـده؟
روح افزا : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان «حسابداری پیشرفته ۲» رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19 !!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
اتنا : ( او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم ... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض اتنا نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟
روح افزا : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی اتنا؟ فقط 8 دور ... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی رقیه و دوستـاش بلـند کنـم؟!!
اتنا : عزیزم ... دیگــه گریه نکن. منم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.
روح افزا : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5:30 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!
(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـود اتنا و روح افزا را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «رقیه» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
اتنا : چی شـده رقیه؟!
رقیه : (با دلهــره) کمـک کنیـد ... عادله داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!
اتنا : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.
رقیه : خب، من که 24 دور خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «عادله» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)
خوابــگاه پســران (شـب)
در اتـاقی دو پـسر به نـام های «کامران» و «سعید» دراز کشــیده انـد. کامران در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و سعید مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «حمید» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود. اینک ادامه گفتوگو:
حمید : کامران ... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.
کامران : نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.
حمید : اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.
کامران : آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟
حمید : مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه سعید اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا سعید! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!
سعید : تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری عیب نمیکنه ...
کامران : (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) سعید جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!
در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «بهزاد» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد.
حمید : چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!
بهزاد : استقلال همین الان دومیشم خورد!!!
کامران : اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!
( و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.)

فکر کنم خدا وقتی داشت دماغ ما مازندرانیا رو می آفرید دکمه Caps Lock رو فشار داده بود.
*
*
*
تو پیام بازرگانی نشون میده پیره زنه تنها و خسته نشسته، بعد نوهش بهش اساماس میده، از تنهایی در میاد و خوشحال و خندون میشه. بعد میگه: هیچ کس تنها نیست. "همراه اول"
پشت سرش تبلیغ نشون میده یارو تولدشه، همه بهش اسام اس میدن، ولی داره از تنهایی می پکه! بعد میگه: پیامک ها جای خالی شما را پر نمی کنند. "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی"
آخه چی بگیم؟
*
*
*
بند انداز برقی صورت و بدن ، معجزه ای در افزایش قد ، سنگ پا ، گل سر جادویی ، عطر جادویی گل سنجد ، ساعت LE...D ، لیزر پوینتر ، شارژر اضطراری موبایل ....
[ سایتهای ایرانی ، نتیجه ی جستجوی مقاله ]
*
*
*
اینقد که قرائتی از قرآن نکته تستی و کنکوری در میاره ، مدرسان شریف با اون عظمتش از کتاب درسی نمی تونست در بیاره ...!!
یه صلوات بفرستید
*
*
*
خدایا یعنی میشه یه روز یه کیبوردی اختراع بشه
که خودش بفهمه کی باید فارسی تایپ کنه کی انگلیسی؟
حروم شد نسلمون از بس به جاه گوگل زدیم لخخلمث.
از خواننده های خاموش خوشم نمیاد.سعی کنید نظر خودتون رو بگید.
25655555544884تا کامنت
- تولدت مبارک خانومی
.
.
.
- شما از طرف بلاگفا بهتربن وبلاگ نویس معرفی شدید
وبلاگ یک پسر
آرزو می کنم روزی برسه که همه انسان ها بتوانند با هر عقیده رنگ و قومیتی در کنار هم آزادانه زندگی کنند
1 کامنت
- حرف مفت نزن
(تازه همون یه نفر هم آدرس وبلاگ خودشو گذاشته)

یادم آید روز دیرین
خوب وشیرین
اول ترم، وقت بسیار، درس اندک ...
اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک
درس بسیار، درس بسیار، درس بسیار !

روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه كردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟ هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.
"آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد.
یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.
هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. "
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شكن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد.
" تو تقلب كردی، این نامردیه "
هیزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با كاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به كاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره.
نكته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده

اين وعده دولت در حالي دچار تاخير شده است که مسوولان يک روز موضوع تامين نقدينگي هزينههاي انرژی و روز ديگر وعده پرداخت تسهيلات نوسازی و بهسازی را مطرح ميکنند، اما هنوز مشخص نیست که چه تعداد از 70هزار واحد صنعتی موجود در کشور، از وام نوسازي بهرهمند شدهاند؟بنگاههاي ايرانی در شرايطی به سال دوم هدفمندی يارانهها قدم گذاشتهاند که غالبا فاقد فناوريهاي نوين توليدی هستند؛ در اين ميان، دولت به منظور کاهش هزينهها و افزايش ظرفيت توليد واحدهای صنعتی بنا دارد با پرداخت وام نوسازی صنايع، بنگاههاي آسيبپذير ايراني را که همچنان داراي فناوريهاي نسل اول و دوم هستند نجات دهد. اين بخشي از بسته حمايتي صنعت پس از قانون هدفمندی يارانهها است. در حالی اردیبهشتماه سالجاری وزیر وقت صنایع و معادن از اختصاص بخشی از درآمد حاصل از هدفمندی یارانهها به نوسازی و بهسازی واحدهای صنعتی خبر داده بود که اخیرا مقامات مسوول اعلام ميکنند که تسهیلات اعطایی از طریق صندوق توسعه ملی پرداخت خواهد شد. موضوعی که فعالان اقتصادی و صنعتی در رابطه با آن معتقدند: صنعت برای نوسازی خود قادر به بازپرداخت تسهیلات ارزی نیست.

کوله بارت بربند
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد
که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا
و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم
می شود آسان رفت
می شود کاری کرد که رضا باشد او
ای سبکبال
در این راه شگرف
در دعای سحرت
در مناجات خدایی شدنت
هرگز از یاد مبر
من جا مانده بسی محتاجم
ارسال مقاله توسط: آقای حامد جانپور
تعداد مقاله۱

طبق آمار سال 2001 هزاره سوم سازمان ملل حدود 21 درصد از كل جمعيت كشورهاي جهان سوم با درآمد كمتر از يك دلار در روز در فقر مطلق به سر ميبرند. همچنين بيشترين درصد فقرا مربوط به كشورهاي جنوب صحراي آفريقا با حدود 4/46 درصد و كمترين درصد مربوط به كشورهايي نظير آرژانتين و تايوان با حدود 3 و4 درصد اعلام شده است.
ارسال مقاله توسط: آقای بهزاد جانپور
تعداد مقاله۱

چکیده
نگاهی به وضعیت فعلی صنایع تولیدی و خدماتی کشور بیانگر این موضوع است که با وجود حرکتهای انجام گرفته در راستای افزایش سطح تولید و بهبود کیفیت آن هنوز شتاب قابل قبولی در مقایسه با شتاب جهانی پیدا نکرده است . اگر چه تولید محصول در برخی از صنایع کشور کافی و حتی در مواردی مازاد نیاز است، ولی باید قبول کرد سطح کیفی این تولیدات با اصول نوآوری و بهبود مستمر که نیازمند بهکارگیری فناوریهای نوین اطلاعاتی و مدیریتی است فاصله فراوانی دارد.سیستمERP یکی از همین فناوریهای اطلاعاتی بـــوده و به عنوان یک نظام بهم پیوسته اطلاعاتی ، مهندسی و مدیریتی در عرصه رقابت جهانی مطرح است. در زنجیره تکامل سیستم های برنامه ریزی و با پررنگتر شدن نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یک زیر ساختار در فعالیتهای تجاری در بین شرکتهای متوسط و بزرگ شاهد ظهور تکنولوژی تکامل یافته تری با نامERP II هستیم که عبارت است از اتوماسیون و ترکیب اطلاعات، فرآیندها و نقشهای مختلف در محیط های تولیدی در راستای ترکیب وظایف ، تسریع در برنامه ریزی ، اجرا و ایجاد سیستم کنترلی که مستقل از مکان و زمان بوده و در برگیرنده تمام مشتریان ، فروشندگان و شرکا است. این مقاله شامل دو بخش است. در بخش اول به بررسی اجمالی روند تکامل سیستم های برنامه ریزی بنگاه های اقتصادی که شامل مروری بر تاریخچه ERP ، فوائد ، هزینه ها ( واقعی و پنهان) ، فلسفه کاربرد ERP ، تعامل تجارت الکترونیک با ERP و بررسی ویژگیهایERP پرداخته و بخش دوم که محور اصلـی مقاله است با تکیه بر مبانی نظــــری ذکر شـده در بخـــش اول به تشریح سیـستم ERP II به عنوان سیستم توسعه یافته بنگاههای اقتصادی می پردازد.
ارسال مقاله توسط: خانم یوسفی کیخا
تعداد مقاله۱
.jpg)
بطور کلی در حال حاضر تالارهای بورس به سه دسته تقسیم می شوند:
1-بورس کالا:
بازار منظمی است که در آن کالاهای معینی مورد معامله قرار می گیرد.مانندبورس طلای نیویورک یا بورس پشم استرالیا.
2-بورس اسعار:
در این بازار پول کشورهای مختلف (ارز)مورد معامله قرار می گیرد. معاملات ارزی بر اساس نوسانات بهای پولهای مختلف در مقابل یکدیگر صورت می گیرد.
3-بورس اوراق بهادار:
در این بازار اورق بهادار مورد معامله واقع می شود.
روش برگزاری و تشکیل بورس اوراق بهادار
ارسال مقاله توسط: آقای جابر انصاری
تعداد مقاله۱

ارسال مقاله توسط: آقای تقی ملاتبار
تعداد مقاله۱

براساس مقايسه نرخ هاي رشد محصول ناخالص داخلي و اشتغال، مي توان بهره وري نيروي كار را محاسبه نمود. با توجه به اينكه متوسط نرخ هاي رشد توليد و اشتغال در برنامه سوم توسعه به ترتيب برابر 6 و 6/4 درصد تعيين شده بودند، در نتيجه بهره وري نيروي كار بايد به طور متوسط سالانه حدود 3/1 درصد افزايش مي يافت. از سوي ديگر، با توجه به نرخ رشد تعيين شده براي سرمايه گذاري مي توان نرخ رشد موجودي سرمايه را نيز به دست آورد. براساس محاسبات انجام شده، متوسط نرخ رشد سالانه موجودي سرمايه در برنامه سوم حدود 7/5 درصد و نرخ رشد بهره وري سرمايه حدود 3/0 درصد بوده است. با توجه به اينكه سهم نيروي كار از توليد بر مبناي جدول داده - ستانده سال 1375، حدود 37 درصد است، در نتيجه نرخ رشد بهره وري عوامل توليد نيز حدود 7/0 درصد و سهم آن در تأمين رشد توليد حدود 1/12 درصد مي باشد.